تبلیغات
گذری بر مطالبی جالب و خواندنی - نامه ای از بابا لنگ دراز!

گذری بر مطالبی جالب و خواندنی


مهربانیت را به دستی ببخش ؛ که می دانی با او خواهی ماند .... وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد ... !!!

نایت اسکین

خوب دوستان!...
گفتم این آپ رو یه کم متفاوت بذارم که خسته نشین!...
اول از همه از باران جون دوست گلم تشکر میکنم که برای نوشتن مطالب وبم سایت بهم معرفی میکنه...
دستش درد نکنه...
حالا بریم سراغ این موضوع...
در واقع این آپ اسمش هست: "نامه ای از بابا لنگ دراز"...
خیلی جالبه...
برای خوندن حتما به ادامه مطلب برید...
نظر فراموش نشه هااااا...

نایت اسکین



جودی عزیز !

کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند

 آنها زندگی را یک مسابقه دو میدانند

میخواهند زود به هدفی که در افق دوردست هست دست یابند

متوجه نمیشوند که آنقدر خسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند

و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط میبینند 

در حالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند !

دیر یا زود آدم پیر و خسته میشود در حالی که از اطراف خود غافل بوده است

آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت میشود

و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت

و

فرصت و زمانی که از دست رفته و به دست نخواهد آمد ...

جودی عزیزم!

ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم

آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم

هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه ما بیشتر می شود

پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و میخواهیم که بیشتر دوستمان بدارد

باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم !!!

 دوستدار تو : بابا لنگ دراز