تبلیغات
گذری بر مطالبی جالب و خواندنی - آذربایجان تسلیت...

گذری بر مطالبی جالب و خواندنی


مهربانیت را به دستی ببخش ؛ که می دانی با او خواهی ماند .... وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد ... !!!

az پیام پاتوق به زلزله زدگان آذربایجان

باز لـــرزید ،تمام جانم ، با او لـرزید ، با او که کودکش را ،زیــــــــــــــــر آوار ،جستجو می کرد ،با او که صدای نفس های مادرش را ،هنوز می شنیـــــد ،با او که پــــــدر را ،
میان سنــــگ ها ، جستجو می کرد ،تمام روحم ،جسمم ،جانم ،لرزید ،دوبــاره آه ،دوباره درد ،دوباره بــــی کسی ،دوباره عکس و قاب ،دوباره رنــــــج و درد ،دوباره زلـــــزله ،
دوباره لرز مرگ ،دوباره نـــــام او ،و او ،و او ،و او ،دوباره کفن و دفن زندگــــــی ،صدای یا خدا، خدای ،کشورم ،شنیدی؟خدایا ،قرار بود هر چه هست ،در بــــــــــــم ،تمامش کنی ،
این بود قرار مــا؟ چه ناتوانــم من ،هنوز درک حکمتت را ندارم ،گیـج می شوم ، وقتی می بینم ،روزی هزار بار می لرزیم ،
اما تو باز کافی نمیدانی ….

............................................................

برید ادامه مطلب...



دارند مرا از زمین می کشند بیرون
از آغوش تو
چیزی بگو…
ببین…
جز من تویی که مانده ای
بگو… جای تو، من مرده ام…
دستم را بگیر… قرارگذاشته بودم
حالا که خانه دارد می ریزد
در آغوش تو فرو بریزم…





دست گلچین روزگار آمد، دسته گل های باغمان را بُرد
بر زمین داغ لاله را رویاند،با خودش شور آسمان را بُرد
اشک مهمان چشم ها می شد،داغ، مهمان سینه ها می شد
وقت افطار،لرزش این خاک، از سر سفره آب و نان را بُرد
خوش به حال شما که در شب قدر، پر کشیدید و تا خدا رفتید
غم پروازتان از این دنیا، از تن خسته مان توان را بُرد
آسمان با تمام غم هایش، بر سر شهر سایه می انداخت
بغض آوار های دلتنگی، از سر شهر، سایبان را بُرد
غرق در موج اشک شد ایران، هم وطن هایمان که جان دادند.
کشتی حادثه به آب افتاد، باد بی رحم بادبان را بُرد
شاپرک های خسته زخمی، زیر آوار غصه ها ماندند
دست گلچین روزگار آمد، دسته گل های باغمان را بُرد
.
.
.
حسین سنگری