تبلیغات
گذری بر مطالبی جالب و خواندنی - اهلــ سمپادمــ

گذری بر مطالبی جالب و خواندنی


مهربانیت را به دستی ببخش ؛ که می دانی با او خواهی ماند .... وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد ... !!!



درود...

حدودا یه هفته ای نتونستم بیام بهتون سر بزنم...

اما سرانجام اومدم...

در اولین فرصت برای آپ میام خبر میدم اما الآن نمیتونم...

در آپ بعدی ادامه شعر صدای پای آب رو براتون میذارم...

و اما برای خوندن این بخش حتما برید ادامه مطلب...

خیلی باحاله حتما بخونید...


این شعر برگرفته از همون شعر صدای پای آب سهراب سپهریه!!!!
من درکش میکنم هرکی این رو نوشته!!!...


اهل سمپادم

روزگارم خوش نیست

اتدی دارم خرده پولی سر سوزن هوشی

و کلاسی که همین نزدیکی ست پشت آن کوه بلند

اهل تیزهوشانم

پیشه ام خر زدن است

میدانم خر زدنم بیهوده است

دانشم کم عمق است

اهل این مدرسه ام

قبله ی من نمره جانمازم جزوه مهرم میز

همه ذرات مخ من متبلور شده است

درس هایم را وقتی میخوانم

که خروش میکشد خمیازه

مرغ و ماهی خوابند

خوب یادم هست

دبستان باغ آزادی بود

درس ها را آن روز حفظ میکردم در خواب

امتحان چیزی بود مثل آب خوردن

درس بی رنجش می خواندم

نمره ی بی خواهش می آوردم

و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود

کم کمک دور شدیم از انجا

بار خود را بستیم عاقبت آمدیم اینجا

من کسی را دیدم

که از داشتن یک نمره تک

دم دفتر پشتک میزد

مینی بوسی دیدم

کسی از روزنه پنجره میگفت کمک

بارش اشک پس از نمره تک

جنگ مسئول سرویس با جمعیت منتظران

حمله درس به مخ

فتح یک ترم به دست عربی

قتل یک نمره به دست استاد

اهل تیزهوشانم

ولی نیستم تیزهوش

...